به نام خدا
از بس نوشتم سلامو کسی جوابمو علیک نکرد ... این دفعه فقط مینویسم به نام خدا... مثل کلاس اولی ها....
از برخی دوستان عذرخواهی میکنم که به وبلاگشون نتونستم امروز سری بزنم و پست هاشون رو بخونم....
ممکنه تا بعد عید نتونم پستی بزارم...
امیدوارم سالی که داره میگذاره در کل سال خوبی با کمترین اتفاقای ناراحت کننده برای شما دوستان عزیز بوده باشه... و برای سالی که در پیش هست بهترین ها رو براتون ارزو میکنم...
پایدار باشید و سرزنده و شاد...
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
دلهای ما که بهم نزدیک باشند ؛
دیگر چه فرقی میکند ...
که کجای این جهان باشیم ،
دور باش اما نزدیک ...
من از نزدیک بودن های دور ؛
می ترسم ...
احمد شاملو
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
چند روز ﺩﯾﮕﺮ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﮐﻤﯽ ﺳﺎﺩﻩ، ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻗﺪﺭﯼ ﻋﺎﺩﯼ!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﺸﻤﻤﺎﻥ ﭘﯽ ﻓﺮﺩﺍﺳﺖ.
ﺍﻓﺴﻮﺱ!
ﻓﮑﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻬﺎﺭ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
ﺟﺸﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ، ﻋﯿﺪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ؛ ﺑﺎ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﭼﻨﺪ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺳﭙﯿﺪ ﺗﺮ!!!!!!
#ناشناس
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی
برچسب:
نویسنده: هلیا اسدی